رهبر و برنامه مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
دوشنبه, 27 دی 1389 ساعت 19:42

فصل دوم بررسی شرایط ظهور

مقدمه

 با درنگی کوتاه به جهان و محیط پیرامون خود به روشنی درمی ­یابیم که عالم هستی عالم اسباب و مسببات بوده و تحقّق هر پدیده مشروط به شرایطی است.

این حقیقت علاوه بر آن که در سراسر گیتی قابل مشاهده بوده و لذا دانشمندان را بر آن داشته که به کشف عوامل و زمینه­ های پدیده­ ها بپردازنند، در طول تاریخ حیات بشر نیز، نقش ایفا کرده و همه اجتماعات، مشاغل، فعّالیّت­ هایش را از خردترین تا کلان ­ترین امور در بر گرفته است. و نه تنها انسان ­های درس خوانده و باسواد، زندگانی خود را بر اساس آن برنامه ­ریزی و مدیریّت می­ کنند، بلکه افراد کم سواد یا بیسواد نیز این واقعیّت را می­ دانند و بر پایه آن، امور زندگی خود را تنظیم می­ نمایند. قرآن کریم و روایات نیز به این حقیقت اشاره کرده ­اند. از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است: «أَبَى اللَّهُ أَنْ يُجْرِيَ الْأَشْيَاءَ إِلَّا بِالْأَسْبَاب‏» (بحارالانوار، ج2، ص90) طبق این بیان نورانی هر چند همه امور به دست خدا است ولی خداوند نیز با توجّه به اسباب و شرایط امور، آنها را تدبیر می ­کند.

انقلاب­ها و قیام ­هایی که در طول تاریخ شکل گرفته و جوامع را تحت تأثیر قرار داده و مسیر حرکت آنها را تغییر داده­ اند نیز از شمول این قاعده خارج نیستند. بازخوانی انواع انقلاب ­ها و دقّت در چگونگی پیدایش و تثبیت آن­ ها، گواه بر این مطلب است که این تحوّلات اجتماعی با تکیه بر شرایط به پیروزی رسیده ­اند، مانند انقلاب اسلامی ایران که مثلاَ اگر وجود رهبری امام خمیني نبود هرگز چنین انقلابی به وقوع نمی­ پیوست. 

انقلاب جهانی بزرگ منجی عالم بشریت نیز مانند سایر انقلاب ­ها دارای شرایطی است که با تحقّق آنها، ظهور آن بزرگ مرد امکان ­پذیر خواهد بود. صاحبان اندیشه و فکر با تأمل در پدیده انقلاب و با توجه به بیانات بزرگان دین، چهار شرط برای انقلاب اسلامی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ذکر کرده­ اند که به بررسی آن ­ها می­ پردازیم.

تذکّر مهم

بیان این نکته لازم است که قیام امام مهدی (علیه السلام) از طرفی آسمانی است و از سویی نیز انسانی و مربوط به جامعه بشری است لذا برخی از شرایط توسط خداوند باید محقّق شود و برخی دیگر به وسیله انسان ­ها باید فراهم آید. با تأمّل در مباحث آینده روشن می­شود دو شرط ابتدایی، الهی بوده و از طرف خداوند موجود می­ شود و دو شرط دیگر مربوط به انسان ­ها است که باید برای تحقّق آنها تلاش کنند.

رهبر

از اولین شروط اصلی و اساسی برای یک قیام و انقلاب تأثیر گزار و سازنده، وجود رهبر و پیشوایی آگاه، توانمند و دلسوز است تا با آشنایی کاملی که از برنامه و هدف و زمینه ­ها و موانع دارد با مدیریتی صحیح و قاطع ، حرکت و خیزش را به درستی هدایت کرده و به سرانجام مطلوب برساند.

آگاهی رهبر امور گوناگونی را در بر می ­گیرد:

الف) او باید اهداف و آرمان­ های انقلاب را به درستی بشناسد، و بهترین برنامه و طرح را برای تحقّق قیام و تثبیت آن بداند.

ب) او لازم است اطلاع کاملی از استعدادها و امکانات موجود داشته باشد، و بداند چگونه آن ها را بکار گیرد.

ج) او باید از وضعیّت جامعه درک صحیحی داشته باشد تا بداند بهترین زمان برای جنبش چه هنگامی است.

د) او باید بتواند با انتخاب بهترین برنامه، علاوه بر آن که توانمندیهای موجود را به خدمت می­ گیرد، امکانات لازم را نیز فراهم آورد.

ه) او باید بتواند با تدوین طرحی مناسب، جامعه را برای ایجاد انقلاب آماده کند.

و) او باید بتواند در مواقع حسّاس با قاطعیّت تصمیم بگیرد و به اجرا گذارد. طبیعی است که شک و تردید در هنگام تصمیم­گیری، به عدم اتّخاذ رأی منجر شده و آهنگ حرکت را کند یا متوقّف می ­کند.

ز) او باید در میدان عمل شجاع بوده و از انواع ترفندها و تقابل ­های مخالفان نهراسد و استوار و مقاوم، نهضت را به پیش ببرد.

ح) او نباید به خاطر وجود پیشامدهای ناگوار و مشکلات بر سر راه انقلاب، دلسرد و مأیوس شود.

ط) او باید انقلاب را برای مردم و نجات آنان بخواهد و برایشان حاضر به هر گونه فداکاری و گذشت باشد.

این ویژگی ­ها، از شرایط عمومی رهبر یک قیام است.

و اگر قرار شد قیام و خیزش، حرکتی الهی و جهاد در راه خدا باشد، لازم است فرمانده جنبش و رهبر انقلاب، از طرف خداوند انتخاب شده (بدون واسطه و یا با واسطه) و مورد تأیید او باشد تا علاوه بر آن که عنوان قیامش بتواند جهاد در راه خدا قلمداد شده، و آنچه بر مردم از حوادث گوناگون مانند کشته شدن، جراحت و سایر آسیب ­ها واقع می ­شود أجر و ثواب الهی را به همراه داشته باشد، شخص رهبر نیز مورد تأیید و امدادهای خاص الهی قرار گرفته و از الطاف و راهنمایی­ ها و الهامات ربّانی برخوردار گردد.

بیان قرآن در بازگویی داستان بنی اسرائیل و درخواست آنان برای مبارزه، شاهد مناسبی برای این مطلب می­ تواند باشد. ابتدا آیات را مرور می ­کنیم: «أَ لَمْ تَرَ إِلىَ الْمَلَا مِن بَنىِ إِسْرَ ءِيلَ مِن بَعْدِ مُوسىَ إِذْ قَالُواْ لِنَبىِ‏ٍّ لَّهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا نُّقَاتِلْ فىِ سَبِيلِ اللَّهِ قَالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِن كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ أَلَّا تُقَاتِلُواْ  قَالُواْ وَ مَا لَنَا أَلَّا نُقَاتِلَ فىِ سَبِيلِ اللَّهِ وَ قَدْ أُخْرِجْنَا مِن دِيَارِنَا وَ أَبْنَائنَا  فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْاْ إِلَّا قَلِيلًا مِّنْهُمْ وَ اللَّهُ عَلِيمُ بِالظَّلِمِين‏* وَ قَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكاً  قَالُواْ أَنىَ‏ يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَ نحَْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَ لَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِّنَ الْمَالِ  قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَئهُ عَلَيْكُمْ وَ زَادَهُ بَسْطَةً فىِ الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ وَ اللَّهُ يُؤْتىِ مُلْكَهُ مَن يَشَاءُ وَ اللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ، آيا مشاهده نكردى جمعى از بنى اسرائيل را بعد از موسى، كه به پيامبر خود گفتند: «زمامدار (و فرماندهى) براى ما انتخاب كن! تا (زير فرمان او) در راه خدا پيكار كنيم. پيامبر آنها گفت: «شايد اگر دستور پيكار به شما داده شود، (سرپيچى كنيد، و) در راه خدا، جهاد و پيكار نكنيد!» گفتند: «چگونه ممكن است در راه خدا پيكار نكنيم، در حالى كه از خانه‏ ها و فرزندانمان رانده شده ‏ايم، (و شهرهاى ما به وسيله دشمن اشغال، و فرزندان ما اسير شده ‏اند)؟!» اما هنگامى كه دستور پيكار به آنها داده شد، جز عدّه كمى از آنان، همه سرپيچى كردند. و خداوند از ستمكاران، آگاه است.* و پيامبرشان به آنها گفت: «خداوند (طالوت) را براى زمامدارى شما مبعوث (و انتخاب) كرده است.» گفتند: «چگونه او بر ما حكومت كند، با اينكه ما از او شايسته‏ تريم، و او ثروت زيادى ندارد؟!» گفت: «خدا او را بر شما برگزيده، و او را در علم و (قدرت) جسم، وسعت بخشيده است. خداوند، ملكش را به هر كس بخواهد، مى ‏بخشد و احسان خداوند، وسيع است و (از لياقت افراد براى منصب‏ ها) آگاه است.» (بقره/246-247)

 از این آیات شریفه نکات مهمی استفاده می ­شود از جمله:

الف) نیاز به رهبر برای قیام و جهاد «إِذْ قَالُواْ لِنَبىِ‏ٍّ لَّهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا نُّقَاتِلْ فىِ سَبِيلِ اللَّهِ»

ب) اگر قیام و مبارزه بخواهد عنوان جهاد فی سبیل الله داشته باشد باید رهبر آن آسمانی و مورد تأیید خداوند باشد. شاهد بر این مطلب 1- درخواست بنی­اسرائیل از پیامبرشان برای انتخاب فرمانده «إِذْ قَالُواْ لِنَبىِ‏ٍّ لَّهُمُ» 2- کلام پیامبرشان «قَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكاً قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَئهُ عَلَيْكُمْ» که استناد انتخاب فرماندهی را به خداوند داد.

ج) شرایط رهبر که پشتوانه الهی دارد «زَادَهُ بَسْطَةً فىِ الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ»

قیام بزرگ نهایی و آخرین انقلاب که نجات کلّ بشریّت را به همراه داشته و آزادی و زیبایی را با اصلاحات بنیادین برای همه انسان­ ها به ارمغان خواهد آورد نیز دارای این شرط است. و بسیار روشن است که رهبر چنین قیامی باید صفات و ویژگی ­ها را در حدّ کمال و تمام داشته باشد. رهبر این حرکت عظیم و جنبش بزرگ جهانی، مصلح کلّ و منجی عالم، امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می ­باشد. شخصیتی که فرزند ولایت بوده و در دامان امامت پرورش یافته است. آخرین وصیّ پیامبر خاتم بوده و به سرچشمه وحی متصل است. بر اساس فرمایش پیامبر در حدیث ثقلین همراه و شریک قرآن بوده و به همه آموزه­ های قرآن و معارف دین احاطه کامل دارد. میراث دار علوم انبیای گذشته بوده و مورد تأیید الهی است. او نزدیک به هزار و دویست سال است که عمر پر برکت خویش را در میان مردم گذرانده و ملّتها، دولتها ، حرکتها و قیامهای مختلف را به نظاره نشسته است.

پیامبر فرمود: «المهدی من ولدی ...يملأها (الارض) قسطاً و عدلاً  كما ملئت ظلماً و جوراً؛ مهدی فرزند من است.... زمين را پر از عدل و داد كند چنانچه پر از ظلم و جور شده‏» (کمال الدین، ج1، ب25، ح4)

و در حدیث لوح آمده است «ثُمَّ أُكْمِلُ ذَلِكَ بِابْنِهِ رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ عَلَيْهِ كَمَالُ مُوسَى وَ بَهَاءُ عِيسَى وَ صَبْرُ أَيُّوب‏؛ سپس کامل می­کنم سلسله اوصياء را به وجود فرزندش که رحمت بر عالمیان است، كسى كه كمال موسى و بهاء عيسى و صبر ايّوب را داراست‏». (کمال الدین، ج1، ب28، ح2)

و امام باقر (علیه السلام) فرمود: «الْقَائِمُ مِنَّا مَنْصُورٌ بِالرُّعْبِ مُؤَيَّدٌ بِالنَّصْر؛ قائم ما به ترس در دل دشمنان يارى شده است و به يارى حق تاييد شده است». ‏(کمال الدین، ج1، ب32، ح16)

این شرط قیام فراهم و آماده می ­باشد، زیرا به اعتقاد شیعه، وجود مقدس امام مهدی (علیه السلام) فرزند امام حسن عسکری (سلام الله علیه) در سال 255 ه.ق به دنیا آمدند. بنابر این ما یک قدم به ظهور نزدیک شده­ ایم.

طرح و برنامه

هر جنبش و خیزشی که برای درهم شکستن وضع موجود جامعه و برقراری وضع مطلوب اعلام موجودیت می­ کند نیاز به دو گونه طرح و برنامه دارد: 1ـ بهترین شیوه برای نابودی ناهنجاری و زشتی­ های موجود. 2ـ قانونی مناسب و کامل برای حرکت رو به رشد جامعه و تحقّق هنجارها و ارزشها و رسیدن به وضعیّت آرمانی.

گفتنی است چنانچه اجرای هر یک از طرح و برنامه ­های فوق نیاز به مقدماتی داشته باشد، باید فراهم آید.

قیام جهانی حضرت بقیةالله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم نیازمند چنین شرطی است. برنامه ­ای جامع و کامل برای مبارزه با سوداگران پلیدی­ ها و زشتی ­ها، به گونه ­ای که به فتح همه سنگرهای ظلم و فساد و انهدام کامل آنها بیانجامد، و در ورای آن با قانون صحیح و جامع بهترین روش زندگی برای مردم رقم بخورد و انسان ­ها با اجرای آن از جامعه مطلوب در رفاه و امنیت برخوردار شوند.

این شرط نیز در مورد قیام حضرت مهدی (سلام الله علیه) فراهم است. خداوند بزرگ و مهربان با علم و حکمت و قدرت بی ­نهایت خود و با آشنایی کامل از حالات و واقعیات درون انسان با توجه به ابعاد روحی، جسمی، فردی و اجتماعی او، برنامه ­ای جامع و مناسب تدوین نموده و تحت نام دین اسلام و کتاب قرآن بر پیامبر خود نازل کرده است. این برنامه که با توجه به تمام ابعاد وجودی آدمی تهیه شده و در اختیار پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم) قرار گرفته بود توسط حضرت مهدی (علیه السلام) اجرا می­ شود.

پیامبر اکرم فرمود: «سُنَّتُه سنّتی یُقیمُ الناسَ عَلی مِلَّتی وَ شَریعَتی وَ یَدعُوهم الی کِتابِ رَبّی عزّوجل؛ سیرت و سنت او سیرت و سنت من است، مردم را بر دین و آئین من به پا خواهد داشت و آنان را به کتاب پروردگارم دعوت می­ کند.» (کمال الدین، ج2 ، ب 39، ح 6) . و در تفسير عياشي در ذيل آيه «و قاتلوا المشركين كافة» از امام صادق (علیه السلام) نقل مي كند: تأويل اين آيه هنوز نيامده است؛ وقتی قائم ما قیام می­ کند کسی که او را درک می­ کند تأويل آيه را مي­بيند، هر آينه مي­رساند دين محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را به هر كجا كه شب برسد تا شركي بر روي زمين نباشد (تفسير عياشي، ج 2، ص 56، ح 48).

بنابر این با تحقّق دومین شرط، ما دو گام به ظهور نزدیک شده­ ایم.