معرفی امامان مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
سه شنبه, 23 شهریور 1389 ساعت 17:34

ما معتقدیم که پیامبر اسلام در موارد متعددی امامان و جانشینان بعد از خود را به صورت عمومی معرفی کردن که به بعضی موارد اشاره میکنیم:

* حدیث 12 خلیفه

پیامبر اکرم فرمودند: «لا یَزالُ الدّینُ قائماً حَتّی تَقُومَ السّاعَة اَو یَکُون عَلَیکُمُ اثنَتَی عَشَرَ خَلیفَتً کُلُّهُم من قَرَیش. دین اسلام بپاست تا قیام قیامت و تا این که دوازده خلیفه بر شما حکومت کنند که همه از قریشند.»

این حدیث از احادیث مشهوری است که در منابع معروف اهل سنت و شیعه نقل شده است.[1]

امامان دوازده گانه از نظر شیعه عبارتند از: علیّ ابن ابی طالب، حسن بن علی، حسین بن علی، علی بن الحسین زین العابدین، محمد بن علی الباقر، جعفر بن محمد الصادق، موسی بن جعفر الکاظم، علی بن موسی الرضا، محمد بن علی التقی، علی بن محمد النقی، حسن بن علی العسکری، حجة بن الحسن المهدی.

به اعتقاد ما تنها تفسیر قابل قبولی که برای این حدیث میتوان گفت همان عقید شیعه دوازده امامیه است، و تا به حال تفسیر صحیح دیگری برای آن گفته نشده است. فکر کنید آیا میتوان تفسیر صحیح دیگری برای آن گفت؟

*حدیث ثقلین

این حدیث از احادیث بسیار معروفی است که حتّی در کتب احادیث اهل سنت هم به طور متعدّد بیان شده است، مثلاً در صحیح مسلم آمده:

پیامبر اکرم در سرزمین «خم» در میان جمعیّت عظیم حُجّاج برخاستند و خطبهای خواندند و فرمودند: «نزدیک است من از میان شما بروم اِنّی تارکٌ فیکُمُ الثِّقَلَین، اَوَّلُهُما کتابَ الله فیه الهُدی و النُّور... و اهلَ بَیتی، اُذَکُّرکُمُ اللهَ فی اهل بیتی. من دو چیز گرانمایه در میان شما به یادگار میگذارم، نخستین آنها کتاب خداست که در آن نور و هدایت است... و اهل بیتم، به شما توصیه میکنم که خدا را دربارة اهل بیتم فراموش نکنید (این جمله را سه بار تکرار کرد)[2]

و در صحیح ترمذی ادامه داده که «اگر دست به دامن این دو بزنید هرگز گمراه نمیشود.»[3]

و همچنین در ادامه حدیث آمده «لَن یَفتَرقا حَتّی یَردا عَلَیَّ الحَوض. این دو از هم جدا نمیشوند تا در حوض (کوثر) بر من وارد شوند.»[4]

این حدیث از احادیث متواتری است که هیچ مسلمانی نمیتواند آن را انکار کند، و از روایات استفاده میشود که پیامبر چندین بار در مواقع مختلف آن را بیان کرده بودند. البته باید توجه داشت که مراد از اهل بیت در این حدیث ائمه معصومین از ذریّه ایشان میباشند نه همه اهل بیت.

نکتهای که نباید از آن غفلت شود این است که در بعضی روایات به جای اهل بیتی، سنّتی آمده است، ولی باید دقت داشت که اوّلاً: این روایات ضعیف و مشکوک است، و ثانیاً: بر فرض قبول، با توجه به روایات دیگر و تاریخ صدر اسلام[5] به دست میآید که سنت پیامبر در نزد اهل بیت است و پیروی از اهل بیت یعنی پیروی و عمل به سنّت پیامبر.

*حدیث سفینه

«ابن حجر» میگوید: به طریق متعدد آمده که پیامبر اکرم فرمودند: «مَثَلُ اَهل بَیتی کَسَفینَت نوح مَن رَکِبَها نَجی و مَن تَرَکَها غَرق. موقعیت اهل بیت من در میان شما مانند کشتی نوح است که هر کس برآن سوار شد نجات یافت و هر کس آن را ترک کرد و غرق شد.»[6]

این حدیث به وضوح نجات را منحصر به پیروی از ائمه اهل بیت و همراهی با آنان میداند.

7ـ معرفی حضرت علی

پیامبر اکرم غیر از اینکه ائمه اهل بیت را به صورت عمومی به عنوان جانشین خود معرفی کردند، حضرت علی (علیه السلام) را هم به خصوص در موارد متعدد به عنوان خلیفه بعد از خود معرفی کردند:

* حدیث روز انذار

وقتی آیه {وَ أَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِين‏} خویشان نزدیکت را انذار کن.[7] نازل شد پیامبر خویشان را جمع نمود و اسلام را به آنها عرضه کرد و سپس فرمود:«اَیُّکُم یُوازِرُنی عَلی هذَا الاَمر عَلی اَن یَکون اَخی و وَصیّی و خلیفه من در میان شما باشد؟»

کسی به جز علی پاسخ نگفت. حضرت علی(علیه السلام) فرمود:«اَنا یا نَبیّ الله اَکون وَزیرَک عَلیه. من ای پیامبر وزیر و یاور تو در این کار خواهم بود.»

پیامبر به او اشاره کرد و فرمود: «اِنَّ هذا اَخی و وصییّ و خَلیفتی فیکُم. این نوجوان ، برادر من و وصیّ من و خلیفه من در میان شما است.»[8]

*حدیث منزلت

پیامبر قبل از غزوه تبوک به حضرت علی (علیه السلام) فرمود: «یا عَلی اَنتَ مِنّی بِمَنزلَة هارُون مِن مُوسی اِلاّ اَنَّهُ لا نَبِیَّ بَعدی. ای علی تو برای من مانند هارون هستی برای موسی با این تفاوت که پس از من دیگر پیامبری مبعوث نمیشود.»[9]

در سوره «طه» آیات 29ـ32 منزلت هارون و موقعیت او بیان شده است: وزیر، پشتوانه محکم، شریک در رسالت و تبلیغ .

با توجه به این آیات، منزلت حضرت علی (علیه السلام) برای پیامبر روشن میشود.

* حدیث غدیر

پیامبر در سال دهم هجرت بعد از مراسم حج که به «حجة الوداع» معروف شد، مکه را به قصد مدینه ترک کردند. روز 18 ذی الحجه بود. هنوز فاصلة زیادی از مکه دور نشده بودند که این آیه نازل شد {يَأَيهَُّا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَ إِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ} ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده به مردم برسان، و اگر انجام ندهی، رسالت او را انجام ندادهای، خداوند تو را (از خطرات احتمالی) مردم نگاه میدارد.»[10]

هوا بسیار گرم بود. پیامبر دستور توقف و اجتماع مردم را دادند. سپس خطبه مهمّی بیان کردند. در خطبه از توحید و نبوّت و معاد صحبت کردند. سپس فرمودند: «اَلَستُ اَولی بکُم مِن اَنفُسکُم. آیا من اولی و سزاوارتر به شما از خود شما نیستم؟» مردم گفتند: آری. سپس پیامبر فرمودند: «مَن کُنتُ مَولاه فَعَلیٌّ مولاه. هر کس من مولی و رهبر او هستم پس علی مولای او است.» سپس این آیه نازل شد {الْيَوْمَ يَئسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن دِينِكُمْ فَلَا تخَْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتمَْمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتىِ وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْاسْلَامَ دِينًا} امروز کفار از (زوال) دین شما مأیوس شدند، از آنها نترسید و از من بترسید، امروز دین شما را کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را به عنوان دین (جاویدان) برای شما پذیرفتم.[11]

بعد مردم آمدند و با حضرت علی (علیه السلام) بیعت کردند.

این حدیث از احادیث معروفی است که به حدّ تواتر رسیده است و اکثر قریب به اتفّاق علماء شیعه و سنّی آن را قبول کردند که به بعضی از مصادر اهل سنّت اشاره میکنیم: صحیح مسلم ج3 ، صحیح بخاری ج3، صحیح ترمذی ج4، صحیح ابی داود ج4 . [12]

براستی! آیا میتوان به سادگی از کنار این احادیث و صدها حدیث مانند این گذشت و یا آن را به یک «دوستی و یاری» ساده تفسیر کرد؟ چرا در اواخر عمر پیامبر که ایشان دستور دادند «ایتُونی اَکتبُ لکم کتاباً لَن تَضلّوا بَعدَه ابداً. وسیلهای بیاورید تا نامهای بنویسم که در پرتو آن هرگز گمراه نشوید!» [13]بعضی مانع شدند و سخن توهین آمیزی گفتند و نگذاشتند پیامبر نامه را بنویسند؟

8ـ علی افضل صحابه

ما معتقدیم امام علی (علیه السلام) افضل صحابه پیامبر بودند که به بعضی از فضایل آن بزرگوار اشاره میشود:

*اوّلین مسلمان[14]

*خوابیدن به جای پیامبر در شب هجرت و نزول آیه در این باره [15]

*برادر پیامبر [16]

*شجاعت ایشان در جنگ احد لا سیف الا ذوالفقار لا فتی الا علی [17]

* ضربت ایشان در جنگ احزاب، پیامبر فرمود «ارزش این فداکاری بالاتر از تمام اعمال امت من است.»[18]

*باز بودن درب خانه ایشان به مسجد [19]

*کلام پیامبر در جنگ خیبر «فردا پرچم را به دست کسی میدهم که خدا و رسول از او راضی است و او از خدا و رسول راضی است».[20]

*داستان مباهله و نزول آیه [21]

*خواندن آیات برائت [22]

*منزلت علی «علی برای من مانند هارون است برای موسی» [23]

*علم ایشان، پیامبر فرمودند: «انا مدینه العلم و علیّ بابها » [24]

*سخاوت ایشان، دادن انگشتر در نماز و نزول آیه [25]

در پاورقی به ذکر یک سند برای هر کدام اکتفا میشود.

*صحابه از دیدگاه شیعه

بیان شد که حضرت علی (علیه السلام) افضل صحابه رسول خدا میباشند و در این مورد به بعضی از فضایل آن حضرت اشاره شد. در اینجا خوب است که به دیدگاه شیعه در مورد صحابه نیز اشاره شود.

با توجه به بیان قرآن میتوان مردم زمان رسول خدا را به سه گروه تقسیم کرد: مؤمنان، کافران، منافقان. مؤمنین کسانی بودند که واقعاً به اسلام ایمان آوردند و تا پایان عمر این اعتقاد و ایمان را حفظ کردند، کفّار و مشرکین کسانی بودند که اسلام را رد کردند و با آن وارد مبارزه علنی شدند، منافقان کسانی بودند که در ظاهر اسلام آورده بودند و در کنار پیامبر و از صحابی آن حضرت (در ظاهر) بودند ولی در باطن و قلباً مسلمان نشده بودند و یا بعداً اعتقاد واقعی خود را از دست دادند و گرفتار فریبهای شیطان و هوای نفس شدند. خداوند در آیات و سوره های متعدّد از وجود این منافقان خبر میدهد و به آنها وعده عذاب داده است که به آدرس بعضی آیات اکتفاء میکنیم: سورة بقره آیه10ـ8، سوره نساء آیات 138، 140، 142، 145، سوره توبه آیه 67و 73 و 101، سوره احزاب آیه 1و12کنیم: سورة بقره آیه10ـ8، سوره نساء آیات 138، 140، 142، 145، سوره توبه آیه 67و 73 و 101، سوره احزاب آیه 1و12،سوره منافقون آیه 1. با بیانی که گذشت معلوم میشود که صحابه رسول خدا شامل دو گروه میشدند: مؤمنان و منافقان.

از طرف دیگر در قرآن مجید میخوانیم {إِنَّ أَكْرَمَكمُ‏ْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَئكُم‏} به درستی که گرامی ترین شما نزد خداوند با تقواترین شما است.[26]طبق این بیان قرآنی تنها ملاک احترام و ستایش و گرامی بودن این است که انسان تقوا داشته باشد و تا این گوهر گرانبها را دارد نزد خدا عزیز و گرامی است و اگر این گوهر را نداشت و یا از دست داد دیگر قابل ستایش و احترام نیست. پس صحابی بودن و از اقوام پیامبر بودن ملاک نیست بلکه تقوا ملاک است.

بنابراین ما معتقدیم آن دسته از صحابه که یاران واقعی پیامبر بودند و برای دین زحمت فراوان کشیدند، شخصیتهایی که تا پایان عمر ایمان خود را حفظ کردند و در راه اسلام مجاهدتها نمودند و کسانی که بعد از آنان آمدند و راه آنان را ادامه دادند قابل احترام و ستایش هستند و در قرآن و روایات از آنها به بزرگی یاد شده است {وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنصَارِ وَ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضىِ‏َ اللَّهُ عَنهُْمْ وَ رَضُواْ عَنْهُ} پیشگامان نخستین از مهاجرین و انصار و کسانی که به نیکیها از آنان پیروی کردند، خداوند از آنها خشنود شد و آنها نیز از خدا خشنودند.[27]

ولی کسانی که فقط ایمان ظاهری آوردند و در قلب کافر بودند و با اعمالشان قلب مبارک پیامبر را آزرده ساختند و یا کسانی که بعد از رحلت پیامبر به خاطر پیروی از هوای نفس و شیطان، ایمان خود را از دست دادند و در جامعه اختلاف به وجود آوردند و حتّی باعث جنگ شدند و خون عدهای از مسلمان را به زمین ریختند و کارهایی انجام دادند که به ضرر اسلام و مسلمین تمام شد به تنها قابل ستایش نیستند بلکه به تعبیر قرآن فاسقند [28] به عذاب الیم دچار میشوند {وَ مِمَّنْ حَوْلَكمُ مِّنَ الْأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَ مِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُواْ عَلىَ النِّفَاقِ لَا تَعْلَمُهُمْ نحَْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبهُُم مَّرَّتَينْ‏ِ ثمُ‏َّ يُرَدُّونَ إِلىَ‏ عَذَابٍ عَظِيم‏}و از میان اعراب بادیه نشین که اطراف شما هستند جمعی منافقند و از اهل مدینه نیز گروهی سخت به نفاق پای بندند، تو آنها را نمیشناسی ولی ما آنها را میشناسیم، به زودی آنها را دوبار مجازات بزرگی (در قیامت) فرستاده میشوند.[29]

ممکن است گفته شود: صحابهای که بعد از پیامبر وارد جنگ با جانشین پیامبر شدند و بیعت خویش را شکستند هر چند خطا کار بودند ولی چون به «اجتهاد» خود عمل کرده بودند لذا در نزد خداوند معذورند و بلکه شاید دارای ثواب نیز باشند.

در پاسخ باید گفت: آیا میتوان به بهانه اجتهاد، بیعت با خلیفه مسلمین و جانشین پیامبر را شکست و خون هزاران مسلمان را ریخت؟ اگر این همه خون ریزی را با اجتهاد بتوان توجیه کرد پس هر کار اشتباه دیگری را نیز میتوان توجیه کرد. و بعلاوه، آیا در هر موردی اجتهاد صحیح و قابل قبول است؟ اگر بیان روشن و صریحی از خدا و پیامبر بود آیا میتوان در برابر آن اجتهاد کرد و بر خلاف آن عمل نمود؟

در پایان این بحث توجه شما را به احادیث زیل جلب میکنم.

«عن جابربن عبدالله رضی الله عنهما اَنَّ رسول الله (صلی الله علیه و آله) و سلّم خَرَجَ عامَ الفَتح الی مکّة فی رمضان حَتّی بَلَغَ کُراعَ الغَمیم فَصام النّاسُ ثَمَّ دَعا بقَدَح من ماء فَرَفَعَهُ حَتّی نَظَرَ النّاسُ الیه ثُمَّ شَرب فَقیل لَه بَعد ذلک انَّ بَعض النّاس قَد صامَ فَقال: اُولئک العُصاة اُولئک العُصاة؛ جابر میگوید: پیامبر در عام الفتح در ماه رمضان به سوی مکه حرکت کردند تا به کراع الغمیم رسیدند و مردم روزه بودند، در این هنگام پیامبر ظرف آبی طلبید و آن را بالا برد تا همه دیدند، سپس آب را نوشید و روزه خود را افطار نمود. بعد از مدتی به پیامبر گفته شد: بعضی از مردم هنوز روزه خود را نگه داشتهاند، پیامبر فرمود: آنها عاصین هستند، آنها نافرمانان هستند.»[30]

«عن ابی هریرة انّه کان یحدّث انّ رسول الله قال: یَردُ عَلَیَّ یَومَ القیامة رُهطً من اَصحابی فَیُحَلَّوون عَن الحَوض، فَاقول: یا رَبِّ اَصحابی، فیقول: انّکَ لا علمَ لَک بما اَحدَثُوا بَعدَک، انَّهُم ارتَدُّوا عَلی اَدبارهم القَهقَرَی؛ ابو هریره میگوید: پیامبر فرمود: در روز قیامت گروهی از اصحابم را بر من وارد میکنند پس آنها را از حوض (کوثر) دور میکنند، پس میگویم: خدایا اینها اصحاب من هستند، خدا میفرماید: تو نمیدانی بعد از تو چه کار کردند اینها به عقب برگشتند (و مرتد شدند).»[31]



[1] ـ صحیح مسلم، ج3 ، ص 1453، صحیح بخاری، ج3، ص101 . صحیح ترمذی، ج4 ، ص501 . صحیح ابی داود، ج4، کتاب المهدی. مسند حنبل. بحار الانوار، ج36 ، ص239

[2] ـ صحیح مسلم، ج4 ، ص1873

[3] ـ صحیح ترمذی، ج5 ، ص662

[4] ـ از مصادر دیگر این روایت از اهل سنت: سنن دارمی ج2 ص432 ، خصائص نسایی ص20 ، مسند احمد ج5 ص182، بحار الانوار، ج23، ص107

[5] ـ جریان نحوة انتخاب عثمان به عنوان خلیفه سوم

[6] ـ الصواعق المحرقه، ص234؛ شبیه به این مضمون در کتاب «النهایه فی غریب الحدیث» آمده، و در کتاب شبهای پیشاور این حدیث از عده زیادی از اکابر اهل سنت مانند صحیح مسلم و مسند احمد نقل شده است. بحارالانوار، ج23، ص105

[7] ـ سوره شعراء ، آیه214

[8] ـ تاریخ طبری، ج2، ص319 ، تاریخ ابن اثیر، ج2، ص62؛ و سایر کتب معروف اهل سنت که مرحوم علامه امینی در «الغدیر»ذکر کرده اند.

[9] ـ صحیح بخاری، ج3، ص176 . این حدیث در دیگر کتب معروف اهل سنت مانند صحیح مسلم ج2، مسند احمد ج1، مستدرک حاکم ج3 و... آمده است. بحار الانوار، ج21، ص10

[10] ـ سوره مائده، آیه67

[11] ـ سوره مائده، آیه 3

[12] ـ مصادر روایات در کتاب« الغدیر » از مرحوم علامه امینی نقل شده است.

[13] ـ صحیح بخاری، جزء5 باب «مرض النبیّ» . صحیح مسلم، ج3، ص1259

[14] ـ مسند احمد

[15] ـ نفسیر امام فخر رازی در ذیل آیه 204 سوره بقره

[16] ـ امام ثعلبی در مناقب و تفسیر خود

[17] ـ تاریخ «کامل» ابن اثیر، ج2، ص107

[18] ـ مستدرک حاکم

[19] ـ مسند احمد، ج1، ص175

[20] ـ صحیح بخاری، ج2

[21] ـ تفسیر امام فخر رازی در ذیل آیه 61سوره آل عمران

[22] ـ صحیح بخاری

[23] ـ صحیح بخاری، ج3 ، ص176

[24] ـ المستدرک از حاکم نیشابوری، ج3

[25] ـ تفسیر امام فخر رازی ج3 در ذیل آیه 55 سوره مائده

[26] ـ سوره حجرات، آیه 13

[27] ـ سوره توبه ، آیه 100

[28] ـ سوره توبه ، آیه 67

[29] ـ سوره توبه، آیه101

[30] ـ صحیح مسلم، جزء7، ص231.

[31] ـ صحیح بخاری، جزء4، ص142.