شناخت ذات خدا مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
سه شنبه, 23 شهریور 1389 ساعت 18:31

 

چیزی که فکر و ذهن هر انسانی را به خود مشغول میکند و بسیار علاقه دارد تا آن را بفهمد این است که خدا چگونه موجودی است، آیا او را میتوان شناخت، آیا به عمق وجود او میتوان پی برد؟

 

در رابطه با شناخت خدا سه عقیده وجود دارد:

تعطیل:معتقدین به «تعطیل» میگویند: خدا را به هیچ عنوان نمیتوان شناخت و باب فهم و شناخت خدا به روی ما کاملاً بسته است. ما باید در مورد معرفت خدا به ذکر همان الفاظ و صفاتی که در دین و قرآن گفته شده اکتفا کنیم هر چند معنی و مفهوم آنها را نفهمیم.

تشبیه:معتقدین به تشبیه میگویند: خدا شبیه و مثل مخلوقات است جسم دارد، شکل داردو... خدا را به صورت کامل میتوان شناخت، خدا موجودی غیر از این نیست.

عقیده ما این است که آثار وجود خدا همة عالم هستی را پر کرده و به هر طرف نظر میکنیم نشانه های او را میبینیم و لذا شناخت صفات خداوند؛ از جمله علم، قدرت، رحمت و ... برای ما ممکن است ولی حقیقت ذات خدا بر هیچ کس روشن نیست توضیح این که خداوند از هر نظر بی نهایت و نامحدود است و ما از هرنظر محدود و متناهی هستیم و یک محدود و متناهی نمیتواند یک نامتناهی را بشناسد؛ زیرا برای شناخت یک شیء لازم دارد که به آن شیء احاطه کامل داشت در حالی که یک متناهی و محدود نمیتواند بریک نامتناهی احاطه داشته باشد.

«أَلا إِنَّهُ بِكلِّ شىْءٍ محِيط. آگاه باشید که او به هر چیزی احاطه دارد.»[1]

در حدیثی از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) میخوانیم که آن حضرت فرمودند:

«ما عَبَدناک حَقَّ عِبادَتِک وَ ما عَرَفناک حقّ مَعرفَتک. ما تو را آن گونه که شایسته ذات توست عبادت نکردیم و آن گونه که حق معرفت توست تو را نشناختیم.»[2]

پس خداوند را به صورت کامل نمیتوانیم بشناسیم. البته این کلام بدین معنا نیست که ما به هیچ روی نتوانیم خدا را بشناسیم.شناخت یک شیء به دو صورت امکان دارد:

1ـ تفصیلی (به صورت کامل)

2ـ اجمالی (محدود و کلّی)

ما هر چند از علم تفضیلی و کامل نسبت به ذات پاک خدا محروم هستیم ولی نباید از علم و شناخت اجمالی و محدود دست برداریم؛بلکه ما به اندازه عقل و توان روحی خود میتوانیم صفات خدا (نه ذات او) را به صورت اجمالی بشناسیم؛ زیرا قرآن و سایر کتب آسمانی، برای معرفی خدا و حقیقت زندگی نازل شده است.

پس به نظر ما عقیده تعطیل باطل است . امام علی (علیه السلام) میفرماید: «لَم یُطلع اللهُ سُبحانه العُقولَ علی تَحدید صفَته و لَم یَحجُبها اَمواجَ مَعرفَته. خداوند سبحان عقلها را از حدود (وکنه) صفاتش آگاه نساخته و (در عین حال) آنها را از معرفت و شناخت لازم صفات محجوب و محروم ننموده است.»[3]

هم چنین عقیده به تشبیه نیز باطل است و انسان را به وادی شرک میکشاند.

امام محمد بن علی الباقر (علیه السلام) میفرماید: «کُلَّما مَیَّزتموه بِاَوهامِکم فِی اَدقّ مَعانیه مَخلوقٌ مَصنوعٌ مِثلُکم مَردود اِلیکم. هر چیزی را که با فکر و وَهم خود در دقیقترین معانیش تصوّر کنید، مخلوق و ساخته شماست و مانند خود شماست و به شما برمیگردد (و خداوند از آن برتر و بالاتر است) »[4]

هم تشبیه و هم تعطیل باعث انحراف انسان میشود و انسان را از راه سعادت به راه تباهی و هلاکت سوق میدهد. شناخت صحیح خداوند هر چند کم و اندک، در حرکت انسان به سوی هدف خویش که همان سعادت است، بسیار مهم است.



[1] ـ سوره فصلّت،آیه 54

[2] ـ بحار الانوار، ج68، ص23

[3] ـ غرر الحکم

[4] ـ بحار الانوار، ج66 ، ص293